الشيخ رسول جعفريان
218
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
مردى حلقه زدهاند ، پرسيدند : او كيست ؟ پاسخ دادند او مردى علّامه است ، فرمودند در چه ؟ گفتند : او آگاهترين مردم به انساب عرب و . . . مىباشد ، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند : اين علمى است كه نافع نبوده و جهل به آن ضررى نمىرساند . « 1 » ابن عبد البرّ اين نظر را كه دانش انساب سودى ندارد نمىپذيرد و مىگويد : كسى كه گمان كرده اين علمى است كه نافع نبوده و جهل نسبت به آن ضررى ندارد ، انصاف نداشته است ! طبيعى آن است كه ابن عبد البرّ حديث را از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نمىدانسته است . « 2 » نسب شناسان مسلمان ، اغلب براى ضرورت كار خويش دليلهايى را بر لزوم شناخت انساب از ديدگاه دين ارائه مىدهند . ابن حزم چند نكته را در اين باب آورده اولا : ضرورت شناخت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و نسب وى . ثانياً : اين كه خلافت تنها در ميان فرزندان قريش است و بايد آنها را شناخت تا شخص ديگرى مدعى خلافت نشود . ثالثاً : شناخت اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و انصار ، چرا كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم دستور احسان به آنها داده ، پس لازم است آنها را بشناسيم تا بتوانيم به آنان احسان كنيم . بعد از اين توجيهات نوشته است : بنابر اين گفته كسى كه معتقد است علم نسب نفعى نداشته و جهل بدان ضررى ندارد نادرست است . « 3 » به اين نكته بايد توجه داشت كه آنها از اين مسأله در افتخارات و دفاع از مجد و شرافت قبيلهء خود بهره مىگرفتند ، از آنجا كه رؤسا و قهرمانان قبيله ، حلال زاده و پاك بودن مناكح و امثال اينها تعيين كنندهء ارزش بود ، آگاهى نسبت به اين مسايل و اين كه كدام قبيله رؤساى بهترى داشته و يا قهرمانان بيشتر دارد يا عرب زاده كامل هستند ، همه ارزش براى يك قبيله بوده است . شاهد اين مسأله اين است كه آنها نسب شناسان معروفى داشتند و به نام حُكّامِ در امر نسب مشهور بودهاند . وقتى بين دو نفر در اين باب درگيرى مىشد آنها در اين مورد قضاوت را به عهده داشتند ؛ از جمله آنها : مخرمة بن نوفل ، حويطب بن عبد العزّى ، ابوالجهم بن حذيفه و عقيل بن ابى طالب بودهاند . « 4 » شاهد ديگر اين مسأله اين كه اصولًا منشأكلمه « منافره » همين مسأله افتخار به ارزشهاى نسبى است ؛ اصل اين كلمه « نَفَر » مىباشد و مىدانيم كه يكى از افتخارات براى هر قبيله اين بود كه آنها در قياس با ديگر قبايل نفرات بيشترى داشته باشند ، لذا درگيرى بر سر اين مسأله « منافره » نام گرفت . « 5 » براى كسانى كه در دوران اسلام نيز هنوز اخلاق جاهلى داشتند ، مسأله نسب ارزش بسيار داشت . زياد بن ابيه از طرفداران حضرت على عليه السلام بود ، اما از موقعى كه معاويه او را
--> ( 1 ) . لسان الميزان ، ج 3 ، ص 104 ؛ التراتيب الاداريه ، ج 2 ، ص 230 ( 2 ) . بلوغ الارب ، ج 3 ، ص 187 ( 3 ) . جمهرة انساب العرب ، صص 23 ( 4 ) . المنمق ، ص 482 ( 5 ) . بلوغ الارب ، ج 1 ، ص 288